از يارو ميپرسن ساعت چنده؟ يارو بلد نبوده ميگه : بدو بدو ديرت شد.
غضنفر ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. غضنفر ميگه: بيزحمت دو نخ بدين.
ازغضنفر ميپرسن جورابتو كي شستي ميگه لطفا سوال تاريخي نپرسيد.
يه روز يه چوپان ميره خواستگاري . بهش ميگن چه كاره اي ؟ميگه :مهندس دامپيوتر و پشم افزار
غضنفر نوار نوحه گوش مي داده هي ميزده جلو ببينه کي شام ميدن
مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز
یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم
غضنفر زنگ ميزنه به يه دختري..دختره ميگه چقدر لهجت بده غضنفر ميگه قطع کن دوباره ميگيرم
از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره
تيکه ي جديددخترها به پسرها: اين روزها همه از من شماره مي خواهند، شما چطور؟
+ | نويسنده : علیرضا تاريخ : یکشنبه نوزدهم خرداد 1387
| |