تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست حاجت به بيان نيست که آرزوي تو پيداست
يادت باشه...گاهي وقت ها مثلا آخر شب ها که مي خواي بخوابي يه دل تنهايي هست که يکم اون ور تر مي تپه براي تو
صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست، پس بدان بي تو هيچم، تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم
از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگراز گريه كم نشوم.
يادت باشه...گاهي وقت ها مثلا آخر شب ها که مي خواي بخوابي يه دل تنهايي هست که يکم اون ور تر مي تپه براي تو
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست حاجت به بيان نيست که آرزوي تو پيداست
بهت نگفتم تا حالا اينکه چقد دوست دارم اما حالا بهت مي گم بي تو دارم کم مي يارم بهت نگفتم تا حالا که بدجوري عاشقتم بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت مي گم ...
رفيق من سنگ صبور غمهام / به ديدنم بيا که خيلي تنهام هيشکي نمي فهمه چه حالي دارم / چه دنياي رو به زوالي دارم مجنونم و دل زده از خيليا / خيلي دلم گرفته از خيليا ...
ميدوني فرق تو با خون چيه؟ خون ميره تو قلب و برميگرده اما تو ميري تو قلب و برنميگردي
شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست
+ | نويسنده : علیرضا تاريخ : دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
| |